|
به نام آنکه ناقوس عشق را در کلیسای دلم نواخت
|
· همه ما باید درباره ی آینده نگران باشیم، زیرا باید بقیه ی عمرمان را در آن بگذرانیم.
· یا پای در راه مگذار یا اگر گذاشتی آن را به پایان برسان.
· ما خود را همیشه برای زندگی آماده می کنیم، ولی هیچ وقت زندگی نمی کنیم.
· برای اولین و آخرین بار زندگی کنید و تک تک روزهای آن را به عنوان یک زندگی مستقل به حساب بیاورید.
· رسیدن به یک هدف، نقطه ی شروع هدفی دیگر را رقم می زند.
· پیروزها هرگز آرام نمی گیرند و آرامین هرگز پیروز نمی شوند.
· هیچ کس نمی تواند ما را شکست دهد، مگر اینکه اول خودمان، خودمان را شکست بدهیم.
· من خود حکمران سرنوشت خویشتنم.
· و نهایتاً ***آینده یعنی امید***
کی میگه مجسمه احساس نداره؟؟؟

آن لحظه که از نیاز انسان دارد نه کم از هوای حیوان
یک دانه ی گندم طلایی از تشت طلا گرانبها تر
در حادثه های ناگهانی سالم زمریض مبتلا تر
آسوده مباش که بی نیازی یک آنٍ دگر پر از نیازی
آنجا که تو غرعون زمانی در تیررس باد خزانی
عجب صبری خدا دارد... !!!؟
عجب صبری خدا دارد اگر من جای او بودم که در همسایگی صدها گرسنه چند بزمی گرم عیش و نوش بودند جهان را با همه زیبائیش بر روی یکدگر ویرانه میکردم.
عجب صبری خدا دارد....